میدونم......

میدونم فـرقی نداره واســت عــاشق بودن من 

میدونم واســت یــکی شـد بودن و نبـودن من

میدونم دوســـم نـداری مـثـل روزای گـذشته

من خودم خوندم تو چشمات یه کسی اینو نوشته

امـا روح من یه دریـاست پره از موج و تلاطم

ساحلش تویی و مـوجاش خنجر حـرف های مـردم

آخ که چه لـذتی داره نـاز چشمــاتو کـشیدن
رفتن یه راه دشــوار واسـه هـرگـز نرسیـدن
  
نویسنده : مدیریت ; ساعت ٩:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/٢۳
تگ ها :